الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤١ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر زنديق در وجود خداوند و صفات او
بر همگى آنها او را ظاهر گويند مثل آنكه مردى گويد كه : ظهرت على أعدائي و أظهرت على خصمى .
يعنى : ظفر بر دشمن يافتم و حضرت الله تعالى از روى لطف و كرم مرا بر خصمم مظفّر و مكرّم گردانيد ظهور الله تعالى بر أشياء بهمان انجام است و وجه ديگر در معنى ظاهر آنست كه واحد أكبر ظاهر است از براى كسى كه - شناخت ذات او نمايد و بر آن كس مخفى و پنهان نيست بمكان دليل و برهان بر وجود ايزد سبحان در جميع آنچه تدبير و صنعت آن بقدرت كامله و ارادت شامله ظاهر و عيان گردانيد از آنچه مرئى و مبصر صاحب رؤيت و بصر گردد پس كدام أمر ظاهر أوضح و أظهر أمر از خداى تبارك و تعالى جلّ ذكره باشد زيرا كه تو مقدّم بر صنعت و ارادهء او بهر جا كه توجّه كنى نيستى و از آثار خالق خلق منّان در توحيد آنست كه ترا مستغنى از ساير خلقان گردانيد امّا ظاهر در نزد ما خلايق چيزى بارز بنفس و معلوم بمجد هر كس بود پس ما بىشبهه تلبّس با حضرت تعالى و تقدّس جامع و مشترك در اين اسميم ليكن در معنى جامع و شريك نيستيم .
و امّا باطن كه اطلاق از حضرت مهيمن جايز است آن معنى استبطان مر أشياء نيست آن أمر مغور بلكه مستور در آن چيز بود ليكن اگر استبطان براى أشياء بود البتّه آن استبطان از حضرت قادر سبحان بود از روى حفظ و علم و تدبير و حكم مثل قول جاهل بطنته بمعنى خبرته است يعنى من مخبرم از او و عالم بمكنون سرّ او و باطن در پيش خلقان أمر غابر و مستتر در چيزى را گويند ، پس ما در اسم جامع در معنى مختلفيم با حضرت ايزد كريم .
و همچنين است جميع أسماء اگر چه ما موسوم در همه آن نيستيم .