الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر زنديق در وجود خداوند و صفات او
نگردد ، پس خالق و مخلوق در اسم عالم جامع و مشترك باشند ليكن در تعيين معنى مختلفاند .
و ديگر آنكه خداى تعالى عالم قايم است امّا نه بمعنى انتصاب و راست ايستادن بساق است ، چنانچه همه أشياء قايم بقوايماند ليكن حضرت ايزد مهيمن جبّار اخبار نمود قايمست بجز آن أمر و حافظ و ساعى بانصرام آنست ، چنانچه ميگويند فلان قايم بأمر ما است و خداى عزّ و جلّ قايمست بر همه نفس بآنچه مكتسب هر كس است و نيز عزيز عالم قايم بر كلام همه انامست و قايم به معنى كافى نيز آمده چنانچه گوئى بشخص كه قم بأمر كذا و كذا يعنى بايد كه فلان شغل و فلان عمل بسعى تو كفايت يابد و اختلال بر آن راه نيابد امّا قايم از ما خلق الله تعالى كسى را گويند قايم بساق و منتصب بقوايم بود باتّفاق پس ما جمع اسم نموديم و جمع معنى ننموديم .
و امّا خبير آن كسى را گويند كه هيچ شىء از او پوشيده و پنهان و به معونت از اطَّلاع او بر او نباشد و خبرت براى تجربه و اعتبار بأشياء نيست تا آنكه از تجربه و اعتبار علم براى ذات ايزد جبّار بهم رسد . و اگر آن اعتبار و تجربه بحيّز اصدار نرسد آن علم نيز بهم نرسد زيرا كه هر كرا كارش چنين بود آن جاهل بتعيّن بود و الله تعالى لم يزل و لا يزال خبير از مردمان و مستخبر از أحوال ايشان بالغدوّ و الآصال است ، پس ما جامع اسم خبير با خبرت سميع و بصيريم ليكن مختلف در معنى خبيريم .
و امّا ظاهر كه اطلاق آن بر واحد قادر نمايند نه بمعنى آنست كه ايزد تعالى بر بالاى أشياء بوسيلهء ركوب بر فوق أشياء و قعود بر آنها ظاهر و هويدا گردد بلكه بواسطهء قهر و غلبيّت واجب تبارك و تعالى بر أشياء و تسلَّط قدرت