الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٥
جلالت و عظمت آن طايفهء محمودة العاقبة كه أسامى سامى آن جماعت را ذكر كرديم نمىگردانند و بآن رتبهء شرف و كرامت نميرسانند .
اگر فضل و حال شأن و إجلال قدر عاليشأن آن أعيان كه ما اشارت به آن اولياى رحيم الرّحمن نموديم معلوم و ملحوظ أصحاب فضل و عرفان نبودى هر آينه من در شرح و بيان حقايق أحوال خير المآل آن خلاصهء أحفاد و عترت رسول آخر الزّمان هر آينه شرح ميدادم و أسامى سامى و نامهاى گرامى آن اولياى ايزد سبحان را مشروحا و مفصّلا مذكور ميگردانيدم .
بلكه ذكر آن را از كتب ما بنوعى ذكر ميكرديم كه حقيقت آن معلوم هر أحدى از انس و جان مىشد كه آنچه من ذكر كردم حقّ واضح و ما عداى آن باطل فاضح است .
پس و بعد هذا معلوم بديهى و مفهوم ضرورى هر صاحب طبع جلىّ و مالك طبيعت متجلَّى ميگردد .
كه حضرت محمّد باقر و جعفر صادق عليهما السّلام و مواليان ايشان و أولاد أئمّه عليهم السّلام در ديانت و اعتقاد مشهور و ميان امّت مذكورند ، و فتوى حلال از حرام و بيان آن براى خاصّ و عامّ مينمودند بر خلاف آنچه مخالفين اماميّه بر آن رفتهاند .
و اگر كسى شكّ اظهار ميكرد در هر مذهب كه بود جواب از آن سرور ميشنود و بر هيچ متفطَّن منصف مخفى و پوشيده نيست كه ايشان اجتماع بر مذهب فرق مختلفه و بر ملَّت و آئين غير متّفق نمىنمودند هر چند آن انفاق وسيلهء تعظيم ايشان و باعث قرب بخداى تعالى گردد و چگونه شكّ و ريب عارض آن أعيان در باب آنچه ما ذكر آن نموديم و بالبداهة و اليقين معلوم جميع فرق مسلمين