الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٠
الاكرمين هميشه سيّد المرسلين و أوصياى هادين را چندان مشتاق بود كه خواست كه هر جا آن وكلاى دين و عرفاى مشتاقين شهادت بر يگانگى ذات أحديّت او دهند همان دم بنى آدم شهادت بصدق رسالت آن نبىّ الأكرم و ذكر أوصياى آن سرور نمايند زيرا كه طالب هميشه بفكر و ذكر مطلوب و مطلوب پيوسته در ساعات صبح و شام بذكر أوصاف طالب قيام و اقدام دارد .
پس بنده در هنگام عبادت و بندگى كه زمان اتّصال بقرب معنوى حضرت ايزد تبارك و تعالى است چگونه او را مذكور نگرداند و تهيت او نفرستد پس صلوات بسيّد المرسلين و أئمّه هادين بر فرق مسلمين واجب و لازم باشد در نزد أكثر امّت از شيعهء اماميّه و جمع كثير از أصحاب شافعيّه آنست كه نماز به ترك ذكر ايشان باطل است و امّا اين فضيلت هيچ مخلوقى را بغير ايشان ثابت و معتبر نيست .
و آنچه دلالت دارد ممكن است استدلال آن را به فضيلت ايشان آنست كه خداى تعالى غرس نفوس انس و جان براى تعظيم شأن ايشان و عزّت و اجلال قدر عاليشأن آن أعيان بقدر مراتب ايشان باتباين مذاهب ، و اختلاف آراى ديانات خلايق نمود و در ضماير هر كس و قلوب هر نفس غرس مودّت آن اولياى ايزد تعالى و تقدّس فرمود و آنچه اجماع اين جماعت مختلف مباين در ملَّتاند يا پراكندگى أهواء و متشعّبات آراء بر وجه كه ما ذكر آن نموديم همگى آن طايفه بزيارت قبور ايشان و بقصد تلثيم و تقبيل جناب ملائك مآب آن اولياى ملك الوهّاب از شهرهاى دور مىآيند و طوف مشاهد آن أعيان مينمايد و در مواضع كه آل رسول ايزد متعال در آن محال آسودهاند و مساكن اختيار كردند تا در آن أمكنه نماز گزاردند از ولايت بعيده و از بلاد متباعده و از أمصار