الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٩ - ذكر بيان احتجاج شيخ السّديد أبى عبد الله المفيد محمّد ابن محمّد بن النّعمان رضى الله عنه
بودند .
يكى از آن دو موضع در جايى كه ايزد تبارك و تعالى ميفرمايد كه * ( فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى ) * الآيه . . .
و در موضع ديگر ايزد أكبر ميفرمايد كه : * ( فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلَيْه وَأَيَّدَه بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها ) * و آنچه خداى تعالى درين موضع بيان فرمود نبىّ المحمود را در انتهاى مخصوص سكينه گردانيد چنانچه واجب الوجود فرمود كه : فانزل الله سكينه عليه .
پس با آن سرور اگر مؤمن ديگر بودى البتّه آن مؤمن با آن رسول ذو المنن شريك و سهيم بودى چنانچه مؤمنان در آن دو مكان در سكينه با رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شريك بودند .
حضرت حق سبحانه و تعالى ذكر مؤمنان نمود و در اين آيه أصلا ذكر أحدى سواى رسول مجتبى ننمود . پس بيقين كسى با نبىّ المرسلين در سكينه در اين آيه حضرت ربّ العالمين شريك و سهيم نباشد چه اگر كسى با آن سرور شريك در آن أمر بودى بايستى كه حضرت ربّ غفور آن كسى را بىشبهه بنام مظهرا او مضمرا مذكور گردانيدى .
چنانچه مؤمنان در آن دو آيه شريك نبىّ در سكينه بودند حضرت ايزد تعالى و تبارك اشارت با آن بلكه در كمال وضوح و عيان بيان فرمودند .
پس بنا بر خروج أبى بكر از سكينه بهمين آيه دلالت كند بر خروج أبو بكر از ايمان بنوعى كه ظاهر معنى آيه بر آن است .
در آن زمان از عمر بن الخطَّاب در آن مسكن و مآب أصلا جواب مسموع حضّار آن مكان نشد .