الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٨ - ذكر بيان احتجاج شيخ السّديد أبى عبد الله المفيد محمّد ابن محمّد بن النّعمان رضى الله عنه
انزال و ارسال فرمود و چون نبىّ المهيمن از أبو بكر ملاحظهء حزن نمود به لسان معجز نشان كه مژده ده انس و جان بودند فرمودند كه لا تحزن .
أبو بكر گفت : حزن من براى برادرت علىّ بن أبى طالب عليه الصّلاة و السّلام كه او را در مضجع خود خوابانيدى مبادا مشركان و منافقان قصد ايشان كنند در آن حال رسول المتعال فرمود كه : * ( لا تَحْزَنْ إِنَّ الله مَعَنا ) * .
يعنى : حضرت ايزد مهيمن با من و با برادرم علىّ بن أبى طالب ولىّ ذو المنن است .
امّا آنچه گفتى كه سكينه بر حضرت أبى بكر نازل گرديد قول تو بنا بر ظاهر است امّا در واقع سكينه براى آن نازل است كه او مؤيّد از حضرت واجب الوجود بجنود است و آن مؤيّد بجنود نبىّ المحمود بود كه ظاهر قرآن شاهد و بيّنهء آنست .
چنانچه عزّ و جلّ در شأن عاليشأن خاتم الرّسل اين آيهء مباركه منزل و مرسل گردانيد كه * ( فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلَيْه وَأَيَّدَه بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها ) * .
پس اگر أبو بكر بىشبهه صاحب سكينه بودى البتّه صاحب جنود نيز باشد و چون صاحب جنود نبود پس البتّه صاحب سكينه نباشد .
و اگر كسى أبو بكر را صاحب جنود از نزد حضرت واجب الوجود داند و او را مرجع ضمير گرداند البتّه لازم آيد كه اخراج حضرت نبىّ الأمجد از نبوّت ، و رسالت گرداند تا آنكه تو مصاحبت أبى بكر را پنهان گردانى و داخل اين موضع نگردانى براى او بهتر است زيرا كه واجب الوجود تبارك و تعالى انزال سكينه بر حضرت نبىّ الورى در دو مكان و بأوّلىّ نمود كه تمام مؤمنان در آن مكان با رسول آخر الزّمان بودند و با آن رسول شفيق در سكينه شريك و رفيق بتحقيق