الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٤ - ذكر بيان احتجاج شيخ السّديد أبى عبد الله المفيد محمّد ابن محمّد بن النّعمان رضى الله عنه
آن محلّ و رفاقت او بآن حضرت در آن موضع الفت با اظهار كمال مودّت بود چنانچه فرمود لا تحزن .
و پنجم ، آنكه رسول خير البشر بابى بكر خبر داد كه حضرت ايزد أكبر در آن سفر مودّت أثر با حدّ تساوى با ايشان در هنگام سير و سكون رفيق و همعنان است بنوعى كه از حقايق أحوال ايشان على سبيل التّفصيل من غير اجمال واقف و شاهد است كه هيچ گونه زيادتى يكى بر ديگر متصوّر نبود و ايزد قادر حافظ و ناصر أذيّت از هر دو نفر و رافع ضرر از آن دو يار غار و بر سوانح أمر در آن مأمن مطَّلع و مخبر بود چنانچه حضرت پيغمبر بواسطهء خاطر أبى بكر گفت * ( إِنَّ الله مَعَنا ) * .
و ششم ، آنكه حضرت خير البشر خبر نزول سكينه بر أبى بكر نمود و آن سكينه هرگز از سينهء أبى بكر منفكّ نبود و در سرّاء و ضرّاء و شدّت و رخاء در تمامى مسكن و مأوى با او بود چه سكينهء كه با أبو بكر بود همان سكينهء رسول بود كه حضرت ملك العلَّام بانزال آن بر نبىّ الاكرام در كلام لازم الاحترام اخبار و اعلام نمود كه : * ( فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه ) * پس در اين شش موضع از آيهء الغار دلالت بر فضل أبى بكر از ساير أبرار بيّن و آشكار است كه ترا و غير تو را قدرت طعن و انكار كار يار غار نيست .
چون عمر بن الخطَّاب كلام خود در عالم خواب باين محلّ و مآب رسانيد من گفتم :
اين شيخ تفسير تمامى كلام خود در احتجاج صاحبت از كلام ملك نمودى و من بامداد و اعانت ربّ العزّت جميع دلايل ترا مردود و أبتر بلكه همهء آن را محروق ساخته خاكسترش را بباد صرصر پراكنده سازم و خاطر خود را از استماع