الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر مرد مؤمن در ظن به برادرى كه تقيه نمود
صاحب مجلس برفيق من گفت : يا فلان زعم تو آنست كه موسى بن جعفر امام خلقان و پيشواى انس و جانست نه اينكه اليوم بر سرير خلافت متمكَّن و حكمش بر عجم و عرب نافذ و روانست بيقين اين رأى و دين تو بر خلاف أهل اسلام و ايمانست .
آن صاحب و شيعهء تو در ساعت در جواب آن ناصبى شقىّ گفت من هرگز مثل اين سخن نگويم بلكه ميگويم و زعمم آنست كه موسى بن جعفر امام نيست و اگر اعتقادم بر عدم امامت او نباشد بر من و بر آن كس كه اعتقاد بر عدم امامت او نكند لعنت ربّ العالمين و لعن ساير مخلوقين و ملائكه أجمعين متواتر و متوالى الى يوم الدّين باد .
همان كه آن كس اين سخن از آن ناكس شنيد گفت : جزاك الله خيرا و از آن بكسى كه بشما مواسات نمايد لعن كرد .
حضرت موسى بن جعفر گفت : چنانچه ظنّ و گمان تو بر آنست اين أمر نه آنچنانست آنقدرست كه صاحبت از تو أفقه و أعلم باين أمر و مهمّ است اينكه آن مؤمن فرمود كه : موسى امام نيست او آن موسى اراده نمود كه امام نبود پس آنكه غير آن موسى است او در اين هنگام امامست آن مؤمن بهمين قول اثبات امامت من نمود و نفى امامت غير من فرمود .
اى عبد الله وقتى كه توبه و استغفار بحضرت قادر مختار نمائى و اين ظنّ از آن مؤمن زايل و از خود فرمائى از عهدهء اين بيرون مىآئى زيرا كه اين ظنّ نامؤتمن تو بر آن مؤمن بمضمون صدق مشحون * ( إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ) * سبب نفاق و موجب گناه و شقاق و وسيلهء دورى از رحمت حضرت مهيمن خلَّاق است .