الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٥ - ذكر بيان احتجاج قايم منتظر صاحب اللَّواء و التّاج محمّد ابن الحسن المهدى
اختيار موسى بر منافقان واقع شد نه بر مؤمنان .
چنانچه ايزد منّان بيان أحوال منافقان در قرآن لازم الاذعان مينمايد كه : * ( وَاخْتارَ مُوسى قَوْمَه سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا ) * الآيه . . .
يا سعد چون ما ديديم كه اختيار آن كسى كه واجب تعالى و تقدّس اصطفا و اجتباى او براى نبوّت هر كس نمودند بر أفسد واقع گرديد نه بر أصلح و حال آنكه ظنّ آن رسول ايزد متعال چنان بود كه ظنّ او بر أصلح واقع شد اختيار نه بر أفسد دانستيم كه اختيار آن كسى كه عالم بمقتضيات صدور و مكروهات ضماير از روى درك و شعور نباشد و از او سراير منصرف و ظاهر گردد اين نوع شخص را هيچ خطر براى اختيار نخواهد بود . بعد از وقوع حيرة أنبياء ربّ العباد بر أصحاب فساد فلهذا أهل صلاح ارادهء اين نوع اختيار ننمودند و تجويز اين كار نفرمودند .
بعد از آن مولاى ما فرمود كه يا سعد خصم تو كه دعوى ميكند كه حضرت نبىّ المختار با آنكه مختار اين امّت بود با نفس نفيس خود بسوى غار رفت به واسطهء آنكه براى نفس او مىترسيد .
چنانچه براى نفس أقدس خود خايف بود چه ميدانست كه او بعد از آن حضرت خليفهء اين امّت خواهد بود زيرا كه از حكم اختفا نبود كه نبىّ الرّحمه به غير أبو بكر بغار رود مگر آنكه او با آن رسول آخر الزّمان باشد و على عليه السّلام را براى آن در خوابگاه و مقام خود گذاشت كه ميدانست اگر على عليه السّلام مقتول گردد آن خلل كه بقتل أبى بكر واقع و حاصل ميشد هرگز از قتل على ( ع ) متصوّر و محصّل نميشد زيرا كه على عليه السّلام را قايم مقام و نايب مناب بود كه اقامت در امور آن ولىّ ربّ غفور خواهد نمود هيچ گونه نقص بر آن خصم تو لازم