الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٤ - ذكر بيان احتجاج قايم منتظر صاحب اللَّواء و التّاج محمّد ابن الحسن المهدى
اختيار قوم بر يكى از أهل فساد و جهّال واقع گردد .
گفتم : بلى يا مولى آن ولىّ ايزد تعالى فرمود كه همين علَّت است كه من آن را مؤيّد ببرهان عقلى گردانيدم تا عقل تو قبول آن كند .
گفتم : نعم مثل اين برهان بغايت دلنشين و خاطر نشانست .
بعد از آن آن هادى انس و جان گفت : يا سعد مرا خبر ده از رسولان عاليشأن كه حضرت قادر سبحان برگزيد ايشان را از جميع خلقان و انزال ، و ارسال كتب بديشان نمود . و مؤيّد آن أعيان بوحى و عصمت ايشان از هر وزر و خطيئت فرمود چه آن رسل أعلام امم و هدات خلايق بحضرت ايزد عالماند چون قادر بيچون ايشان را بر ثبوت اختيار بهدايت مشحون گردانيد .
و از جملهء أنبياء و رسل واجب تعالى موسى و عيسى عليهما التّحيّة و الثّناء بودند آيا ايشان را بر ثبوت اختيار با وفور عقل و فهم و كمال شعور و علم كه هر دو در اختيار مختار بودند ميتواند بود كه اختيار آن دو بزرگوار بر منافق خاكسار واقع گردد و حال آنكه ايشان هر دو ظنّ ايمان بآن منافق بىايمان داشته باشند .
من گفتم : نه پس آن ولىّ ايزد مقدّس فرمود كه چون جايز نباشد كه اين موسى كليم الله عليه السّلام با وفور عقل و كمال علم و نزول وحى بر او از قادر عالم از وجوه عسكر و از أعيان آن قوم يكسر اختيار هفتاد نفر بميقات پروردگار داور از آن جماعت كه أصلا شكّ و گمان در ايمان ايشان نداشت و اخلاص آن طايفه را نسبت بحضرت خالق البريّه در حدّ كمال گمان داشت .
قضا را بعد از صعود و عروج موسى عليه السّلام با ايشان ظاهر شد كه