الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥٨ - بيان احتجاج أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى ع در تواضع و نقل قصه مهمان امير المؤمنين
جلّ مثل اين ثواب احسان و عنايت كند .
و باسناد مكرّر از آن امام الجنّ و البشر الحسن العسكرى عليه سلام - الله الأكبر مروى و منقول است كه آن سرور فرمود كه : أعرف و أعلم مردم بحقوق برادران مؤمن در اين دار دنيا كسى است كه قضاء حوائج ايشان كند و در آن باب سعى و اهتمام بجاى آرد آن كس در نزد خداى تعالى و تقدّس أعظم شأن و أرفع مكان خواهد بود و كسى كه در دنيا براى برادر مؤمن تواضع كند آن مؤمن متواضع بيقين در نزد حضرت ربّ العالمين از صدق يقين و از شيعيان حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام خواهد بود حقّا .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : روزى در مجلس عالى و محفل متعالى آن كعبهء آمال و امانى يعنى حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام دو برادر مؤمن آن حضرت ( ع ) كه پدر و پسر بودند حاضر گشتند در ساعت آن امام الامّه بواسطهء تواضع آن دو مؤمن برخاست و اكرام و احترام تمام ايشان نمود و بر مسند جلوس خود اجلاس فرمود و خود بسعادت و اقبال در پيش روى آن دو مؤمن نشست و با ايشان از روى اشفاق و مهربانى سخن در پيوست بعد از آن أمر باحضار طعام بجهت آن مؤمنان نيكو سرانجام نمود چون قنبر طعام حاضر گردانيد آن حضرت عليه السّلام با ايشان طعام تناول فرمود و چون از أكل طعام فارغ شدند قنبر طشت و ابريق چوبين و منديل لطيف آورده تا آب بدست آن مرد ريزد در آن دم آن امام الامم از جاى برجست و ابريق از دست قنبر گرفت و خواست كه آب بر دست آن مؤمن خاصّ آن ولايتمآب ريزد آن مرد بر خاك غلطيد و گفت : يا أمير المؤمنين ( ع ) فداى تو گردم من راضى نيستم كه خداى مجيد أحد ترا بيند كه خود بسعادت آب بر دست من ريزى كه زيرا كه من محبّ و مريد شما اى