الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤٩ - ذكر بيان احتجاج أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى عليه الصّلوات و السّلام
و بعضى از اين قوم ناصبيانند كه قادر بر قدح ما أهل بيت رسول آخر الزّمان نشدند ليكن تعليم بعض علوم صحيحهء ما ميگيرند و متوجّه بعض شيعهء ما ميگردند و آنچه از ما استماع نمودند چيزى از مصنّفات و مخترعات خود بر آن افزايند يا از آن چيزى كم كرده نقل نمايند و چون بنزد دشمنان ما از أهل نصّاب رسند تشنيع ما كنند و آنچه از ما شنيدند اضافه بر آن بلكه أضعاف مضاعفه از دروغهاى بيفروغها كه أصلا ما را اطَّلاع بر آنها و برى و بيزار از آنهائيم بيان فرمايند و جمعى از شيعيان ما كه أمر و حكم ما را مطيع و مستسلم و منقاد و مسلمند گويند كه اين از علوم أئمّهء دين شما و أوصياى شرع سيّد المرسلين عليهم صلوات الله ربّ الأرض و السّماست و شيعه ما را از آن عقيدت برگردانند و آن فسقه خود گمراهند و شيعيان ما را گمراه گردانند و اين طايفه بر ضعفاء شيعهء ما در ضرر و آزار رسانيدن زياده از لشكر يزيد بن معاويه بر حضرت حسين ابن على عليه السّلام و أصحاب آن حضرت عليه سلام الملك الغفّارند زيرا كه فسّاق سلب أرواح و أعمال از شيعيان اولياى ايزد متعال مينمايند و علماء نواصب دشمنان اولياى حضرت كريم واهبند خود را متشبّه به اولياى ما مينمايند و ميگويند كه ما موالى شما و موالى اولياى شما و معاندان أعداى شمائيم و چون كذوب لئام چنين گويند شكّ و شبه در خاطر ضعفاى شيعه ما خطور كند كه يحتمل ايشان در آن دعوى صادق باشند و قبول قول آن طايفه وخيم العاقبه نمايند و البتّه اين شيعيان را گمراه ساخته منع ايشان از قصد حقّ مصيب و از ثواب و دخول جنّت مأيوس و بىنصيب گردانند .
لا جرم آنكه خداى تعالى را داند بر او ظاهر است كه عوام اين جماعت شيعه را اراده نيست مگر صيانت دين و تعظيم ولىّ او بواسطهء ثواب روز