الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٩ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
وسيلهء آن قطع رحم نمودم و الحال پناه بحضرت آله ميبرم از مثل آن فعل .
و الله كه من از آنكه حضرت الرّضا عليه السّلام را خليفه گردانيدم پشيمان نيستم و من مكرّر از آن سرور سؤال نمودم كه بآن أمر قيام و اقدام نمايد ليكن آن امام الأنام قبول اين مطلب و مرام ننمود و ابا نمود با آنكه من نفس خود را از آن انتزاع نموده بودم .
آنگاه مأمون تلاوت اين كلام واهب علَّام نمود كه * ( وَكانَ أَمْرُ الله قَدَراً مَقْدُوراً ) * .
بعد از آن گفت : اى ياران من اختيار أبو جعفر محمّد بن علىّ ( ع ) به واسطهء آن نمودم كه او با صغر سنّ بر كافّهء أهل فضل در علم و فضل أعلم و أفضل است و تعجّب من در او باين سبب است و من اميدوارم كه آنچه در باب أبو جعفر عليه السّلام بر من واضح و ظاهر شد نوعى شود كه جميع مردمان عالم و عارف بآن گردند پس بدانند كه من در رأى خود مصيب بودم و آن طايفه در خطا و از حقّ بىنصيب .
ليكن آن جماعت چون مأمون را در باب تزويج امّ الفضل بحضرت أبى جعفر عليه السّلام در غايت ساعى و جاهد يافتند گفتند : يا أمير المؤمنين اين پسر در سنّ صبوت است هر چند شفقت و رأفت شما نسبت باو بيحدّ و نهايت است ليكن او را أصلا معرفت و فقاهت نيست بايد كه او را مهلت دهيد تا - تحصيل أدب و معرفت در هر باب خصوص در أمر شريعت نمايد بعد از آن آنچه در باب او صلاح دانى .
مأمون گفت : و يحكم من بحال اين جوان عارف از شما و ساير مردمانم و ميدانم كه علم تمامى اين أهل بيت الرّسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ، از