الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٦ - احتجاج امام محمد تقى الجواد ع بر أبى هاشم جعفرى در تفسير آياتى از قرآن
تقطيع آن نيز منفى از حضرت قادر سبحان است بناء على هذا ذات عزّ و جلّ كه لم يزلست لا يزال عالم باشد .
آن مرد گفت : يا بن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم پس چگونه ذات سامى واجب تعالى مسمّى بسمع گرديد كه ما پروردگار خود را سميع ميگوئيم .
حضرت أبى جعفر الثّانى عليه السّلام فرمود بواسطهء آنكه آنچه معلوم و مدرك است بر ذات ايزد تعالى و تبارك مخفى و پنهان نيست و ما صفت خداى تعالى بسمع بعقل كه در سراست نمينمائيم زيرا كه بسمع آن از صفات ممكنات است و ذات مقدّس او منزّه است از مكان و همچنين ربّ العالمين را بصير ميناميم زيرا كه هر چه مدرك بأبصار باشد بر ذات ايزد غفّار مخفى و پنهان نباشد از رنگ و شخص يا غير آن و يكطرفة العين ما او را متّصف ببصر و عين ننموديم ، و همچنين او را لطيف ناميديم زيرا كه او عالم است بشيء لطيف مثل پشه و آنچه أخفى از آن بود و موضع تناسل و شهوة و جمع شدن و حدب بر أولاد آن پشه و اقامت بعض اين بعوضه بر بعض ديگر و نقل طعام و شراب براى اولادشان در كوهها و بيابانها در أوديه و قفار يعنى جايى كه آب و گياه بود و محلّ كه آب و گياه نبود بر تمامى حقايق أحوال ايزد متعال عالم و واقف بلكه شاهد و عارف است .
پس ما بهمين دانستيم كه خالق ما لطيف است بلا كيفيّت زيرا كه كيفيّت از براى مخلوق مكيّف است .
همچنين پروردگار خود را قوى ميناميم امّا نه آن قوّت بطش كه معروف است از خلق زيرا كه اگر قوّت خداى تعالى مثل قوّت بطش معروف از خلق بود هر آينه تشبيه ميان خلق و خالق بهم رسد و احتمال زياده و نقصان در