الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٦٧ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا سلام الله تعالى بر جميع برايا در بيان آنچه متعلَّق است به امامت
و اگر يكى از عقلاء و شعراء و فصحاء و ادباء و بلغا از روى نادانى جرأت و جسارت نموده قدم در ذكر و بيان آن أمر پيش گذارد بعد از تعمّق نظر ، و تدبّر بعقل و فكر في الفور هر يك اقرار بعجز و تقصير خود نمايند و لا حول گويان از أمثال آن جرات و اقتدار بىهنجار توبه و استغفار بحضرت ايزد غفّار فرمايند ، و كيف لا يقرّوا به و چگونه اقرار بعجز ننمايند و ارادهء بيان صفت و نعت بكنه امام عليه السّلام توانند نمود يا چيزى از أمر امام توانند فهميد يا كسى كه قايم مقام امام عليه السّلام بود و مردم را مستغنى از امام گرداند پيدا توانند كرد نه اين چنين است زيرا كه امام عليه السّلام مثل نجم آسمان از ايادى متناولين دور از وصف و بيان واصفين افزون و مستور است .
پس كجاست كسى را اختيار از اين كه هر كه را خواهد بامامت بردارد و كجاست عقول كه مدرك اين تواند شد و از كجا يافت شود مثل اين يعنى هيچ أحدى مختار نيست كه اختيار امامت براى خود يا بواسطهء ديگر بغير حكم خداى و نصّ پيغمبر نمايد و نيز عقل هيچ كس ادراك كنه امام عليه الصّلوة و السّلام نتواند نمود و مثل آن حضرت پيدا نتواند فرمود و ظنّ و گمان أصحاب - عداوت و طغيان و أرباب بغض و عصيان كه آن در غير آل رسول آخر الزّمان عليهم صلوات الله الملك المنّان پيدا كردن توان .
و الله بخداى عالم مرا قسم است كه آن طايفه دروغ بنفس خود بستند و مسّ باطل و مرتكب أمر معطَّل گشتند و مرتقى و مستعلى بنردبان صعب دشوار لغزنده كه أصلا پاى سالك را بر آن ثبات و قرار نيست شدند كه بواسطهء عدم استقرار أقدام از آن مقام بحضيض سقر مسكن و آرام گيرند اين امّت رمى اقامت امام عليه السّلام بعقول بايرهء متحيّرهء ناقصه و رأيهاى مضلَّهء غير تامّه نمودند