الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٦٢ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا سلام الله تعالى بر جميع برايا در بيان آنچه متعلَّق است به امامت
اطاعت قادر مطلق گذاشت و حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام را به امامت ايشان اقامت فرمود كه : أعلم و أفضل از تمامى أهل عالم بعد از نبىّ الأكرم بود و هيچ چيز از ما يحتاج اليه نگذاشت الَّا آنكه بيان نمود .
پس آن كسى را كه زعمش چنان بود كه مهيمن سبحان اكمال دين ننمود آن كس ردّ كتاب و قرآن خداى عزّ و جلّ نمود و هر كه ردّ كتاب الله تعالى نمود بىشبهه آن جاهل و مدبر كافر است .
يا عبد العزيز آيا ايشان قدر امامت و محلّ و مكان آن را از امّت ميدانند كه خداى تعالى براى كدام طايفه از امّت امامت مقرّر و مرحمت فرمود تا بعد از معرفت تجويز اختيار ايشان در امامت امّت نمايند .
بدان كه امامت بوسيلهء جلالت قدر و مكان و عظمت و مرتبه و شأن و علوّ رفعت او در نزد ايزد منّان و بممانعت جانب و ببعد و غور او از هر أقارب و أجانب است از آنكه مردمان بعقول قاصرهء ايشان بآن رتبهء عليّه توانند رسيد يا بآراى ناقصه خود را بآن مرتبهء عاليه توانند رسانيد تا باختيار ايشان اقامت بر امامت نمايند زيرا كه امامت منصب بغايت قليل است كه حضرت ربّ جميل آن را در سابق مخصوص ابراهيم خليل گردانيد و بعد از نبوّت و خلَّت آن را مرتبهء ثالثه عزّت و كرامت و شرف و فضيلت آن حضرت نمود و آن پيغمبر رفيع القدر را بآن اكرام و احترام معزّز و مكرّم فرمود و اشارت بذكر امامت آن حضرت عزّ و جلّ در كتاب منزل بخاتم الرّسل نمود ، چنانچه خطاب بحضرت خلَّتمآب فرمود كه : * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * .
خليل الرّحمن بعد از استماع اين نويد ايزد منّان مبتهج و شادمان گشته با كمال ذوق و سرور از حضرت ربّ غفور از روى استفهام و استعلام گفت