الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر هارون الرشيد در مسائلى
حديث و حكايت نمود براى من أبو محمّد الحسن العسكرى عليه السّلام و سند حديث و روايت خود بحضرت موسى بن جعفر عليهما الصّلوة و السّلام رسانيد كه آن ولىّ ايزد أكبر عليه السّلام فرمود كه : من در هنگامى كه بمجلس رشيد داخل شدم بر او سلام كردم ردّ سلام من نمود و گفت :
يا موسى بن جعفر شما و پدرت كه خراج براى شما و ايشان مىآيد ؟
من چون اين سخن از آن نامؤتمن شنيدم گفتم : يا أمير المؤمنين از تو پناه بحضرت آله ميبرم * ( أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ ) * مرا التماس و استدعا از شما آن است كه قبول سخنان باطله و بهتان عامله از أعداء ما در حقّ ما ننمائيد زيرا كه بر شما ظاهر و هويدا است كه از زمان قبض رسول آخر الزّمان الى هذا الاوان پيوسته خلقان كذب و بهتان نسبت بما ميدهند آيا اين أمر بر شما ظاهر نيست اگر شما خويشى و رابطهء قرابتى بحضرت رسول قريشى بينيد و ما را از آن سلسلهء عليّه دانيد بوثيقهء كريمهء * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * ما را مأذون گردانيد بذكر و بيان حديث كه براى شما حكايت كنيم .
رشيد گفت : ترا مأذون گردانيدم .
گفتم : خبر داد بمن پدرم از آباى ما و آن أعيان از جدّ ما رسول ايزد منّان عليهم سلام الله تعالى بر آنكه آن نبىّ مكرّم فرمود كه : هر گاه رحم مسّ رحم نمايد هر دو رحم متحرّك و مضطرب ميگردند مرا خداى تعالى فداى تو گرداناد دست خود بمن ده تا حقيقت اين أمر بر تو نيز بيّن و ظاهر گردد .
چون رشيد اين سخن از من شنيد گفت : يا موسى بن جعفر به من نزديكتر آى و دورى منماى من نيز بنزديك او رفتم دست مرا گرفته به پيش خود كشيد و مرا بسينهء خود چسبانيد و دست در گردن من كرد و مدّت طويل