الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر هارون الرشيد در مسائلى
آن دو نفر هر چه در آن بئر مرئى و مبصر ايشان گرديد بابو موسى خبر دادند كه رجال و نسوان و بيوتات و أبنيهء بيرون از حدّ حصر و بيان و متاع فراوان به نظر ما عيان گرديد كه همگى و تمامى آن مسخ بأحجار گرديدند ليكن با مردان و زنان لباسها و جامهاى الوانست ، بعضى ايشان نشسته و گروهى بر پهلوى ايشان خوابيده و برخى تكيه بحيطان بيوت و جدران دارند چون بجامها و لباسهاى آن طايفه دست گذاشتيم آن را مانند هبا يافتيم أمّا ديوارهاى منازل قايمه بهمان حال سابق و محكم و برقرار است .
راوى گويد كه : أبو موسى در ساعت حقايق اين خبر بنزد مهدى خليفه يكسر محرّر گردانيد مهدى بعد از اطَّلاع بر آن أمر حقيقت اين خبر بمدينه سيّد البشر بموسى بن جعفر عليه السّلام تحرير فرمود و التماس و سؤال قدوم مسرّت لزوم آن حضرت عليه السّلام بنزد خود نمود بعد از آنكه آن خلاصهء أولاد نبىّ المحمود او را مشرّف فرمود از حقايق آن أمر استعلام و استخبار نمود آن سرور او را بحقيقت آن أمر خبر داد و گفت :
يا أمير المؤمنين اين جماعت بقيّهء قوم مغضوباند كه حضرت قادر منّان منازل ايشان را بر سر آن طايفه أهل عصيان فروز آورده هلاك گردانيد ، و اين قوم أحقافند .
مهدى گفت : يا أبا الحسن أهل أحقاف كدام قومند و أحقاف عبارت از چيست ؟
حضرت موسى بن جعفر ( ع ) گفت : أحقاف رمل است و حقايق أحوال اين طايفه و عصيان ايشان مشهور و عيانست .
حكايت كرد أبو أحمد هانى بن محمّد العبدى رضى الله عنه و گفت :