تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٦ - طرح مسئله از حيث شبهه موضوعى
اخذ كرده چه آنكه وى در مقام استدلال براى جواز غناء در قرآن فرمود:
اطلاق ادّله قرائت قرآن شامل مورد بحث يعنى جواز غناء در قرآن مىشود.
مرحوم مصنّف در مقام انتقاد بكلام قائل مزبور مىفرمايند:
كلام قائل ياد شده ضعيف و غير قابل اعتماد است زيرا مراثى مستحب مىباشند و پرواضح است كه ادلّه مستحبّات با ادلّه محرّمات قابل تعارض نيست لذا اگر فرض كرديم غناء حرام مىباشد چگونه با ادلّه استحباب مراثى بتوان غناء محرّم را تجويز و مباح نمود و آنرا مستثنا از ادلّه محرّمات قرار داد على الخصوص محرّماتى كه از مقدّمات مستحبّات محسوب شوند مانند غناء كه مقدّمه براى رثاء مىباشد چه آنكه مرجع ادلّه استحباب باينستكه ايجاد شيئ بواسطه امر مباح مستحب و راجح است نه بسبب امر حرام، مگر نمىبينى كه ادخال سرور در قلب مؤمن و اجابت وى امرى است راجح و مستحب ولى ابدا نمىتوان آنرا با امر حرام مرتكب شد مثلا زنى بگويد چون ادخال سرور در قلب مؤمن مستحب است ازاينرو براى مسرور كردن مؤمنى حاضرم از طريق زنا با او جمع شوم يا جوانى بهمين مستند حاضر به لواط گردد.
حال اگر غناء را حرام دانستيم همچون زنا و لواط صحيح نيست آنرا مقدّمه امر مستحبّى قرار دهيم.
و سرّ آن اينستكه دليل استحباب دلالت مىكند بر اينكه فعل با قطع نظر از جهات خارجى و باصطلاح لوخلّى و طبعه از چيزى كه موجب لزوم و وجوب يكى از دو طرف (فعل- ترك) آن است خالى مىباشد حال منافات ندارد كه از خارج عنوانى كه موجب لزوم فعل يا ترك آن مىباشد بر آن عارض شود مثل اينكه در عين مستحب بودن مقدّمه واجب قرار گيرد و باين لحاظ بالعرض واجب شود يا عنوان حرامى با آن مصادف شده و بملاحظه آن متّصف بحرمت گردد، بنابراين اجابت مؤمن يا ادخال سرور در قلب مؤمن فى نفسه امرى كه انجام آن لازم باشد نيست كما اينكه تركش نيز واجب نمىباشد حال اگر اين دو عنوان در ضمن زنا يا لواط تحقّق يابند عنوانى بر آنها منطبق شده كه تركشان را لازم مىكند چنانچه اگر والد بآنها امر نمايد يا سيّد عبدش را بآنها مأمور سازد عنوانى كه باعث لزوم فعل و وجوب انجام