تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٨ - مقام دوم در بيان حكم اقسام سحر
باشد.
و از برخى اصحاب نيز حكايت شده كه اينگونه از طلسمات جايز است و بسا حضرات در جواز پارهاى از اين اغراض استناد به مولانا امير المؤمنين عليه السّلام مىجويند، ولى سند مزبور چندان واضح و روشن نيست.
و مرحوم شهيد در كتاب دروس عمل طلسمات را از حيث تحريم ملحق بسحر نموده ولى وجه اين الحاق واضح و روشن نيست.
تمام شد كلام شارح نخبه (ره).
مرحوم مصنّف در مقام انتقاد بكلام اخير شارح نخبه مىفرمايند:
چه وجهى واضحتر و روشنتر از ادّعاى ضرورتى كه مرحوم فخر المحقّقين و شهيدين در حرمت عمل بطلسمات نمودهاند.
مؤلّف گويد:
پس تا باينجا راجع به چهار قسم از سحر نظريّه مرحوم مصنّف اين شد كه حرام هستند بلكه اينحكم با ضرورت دينى نيز موافق است.
پس از آن مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و امّا غير از اينچهار قسم، بايد بگوئيم:
اگر عملى بوده كه بنفس محترمهاى ضرر وارد كند بدون اشكال همچون چهار قسم مذكور حرام مىباشد.
و در حصول ضرر همين مقدار كافى است كه نفس مسحور را از روال طبيعى و جريان بر طبق ارادهاش بازدارند لذا ايجاد حبّ مفرط در شخص از مصاديق سحر بحساب مىآيد.
مرحوم صدوق در كتاب فقيه باب عقاب المرأة على ان تسحر زوجها، بسندش از سكونى، از مولانا جعفر بن محمّد از پدرش از آباء گرامش عليهم السّلام نقل نموده كه حضرت فرمودند:
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايند:
زنى محضر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشرّف شد و عرض كرد: من شوهرى دارم كه نسبت بمن درشتخوى و بىمهر مىباشد لذا عملى انجام دادهام تا