تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٤ - نقد مرحوم مصنف بر كلام صاحب مفتاح الكرامه عليه الرحمه
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و بهرصورت آنچه از ادلّه گذشته حاصل مىشود حرمت صوتى است كه در آن ترجيع بر سبيل لهو باشد چه آنكه لهو همانطورى كه با آلت بدون صوت شخص حاصل مىشود نظير زدن تار و امثال آن و يا با صوت صورت مىگيرد همچون دميدن در مزمار و نى و امثال ايندو گاهى هم با صوتى كه مجرّد از آلت اغانى است حاصل مىشود، بنابراين هرصدائى كه بملاحظه كيفيّت موجود در آن لهو محسوب شده و از الحان اهل فسوق و معاصى شمرده شود حرام است اگرچه فرض كنيم بآن غناء نگويند و آنچه لهو بحساب نيايد حرام نيست اگرچه غناء بر آن صادق باشد.
گو اينكه اين فرض اصلا تحقّقى در خارج ندارد ولى بهرصورت موضوع حرمت عنوان لهو مىباشد نه غناء زيرا هيچ دليلى بر حرمت غناء بعنوان انّه غناء در دست نيست مگر بملاحظه اينكه عنوان باطل و لهو و لغو و زور بر آن منطبق مىباشد.
شرح مطلوب
حاصل و خلاصه عبارات مذكور شرح دو نكته مىباشد:
الف: انتقاد بر فرموده صاحب مفتاح الكرامه.
ب: مختار مرحوم مصنّف در حكم غناء.
شرح نكته اوّل
مرحوم صاحب مفتاح الكرامه قبلا فرمود:
مطرب از نظر اهل لغت با مطرب بتفسير فقهاء فرق دارد چه آنكه فقهاء به صدائى مطرب گويند كه بالفعل در مستمع حالت خفّت و سستى ايجاد كند و اين خفّت ناشى از شدّت سرور يا كثرت حزنى است كه در وى حاصل گشته ولى اهل لغت مطرب را به صوت و صدائى اطلاق مىكنند كه مقتضى حالت مزبور بوده اگرچه بالفعل بواسطه وجود برخى از موانع چنين نباشد.
و سپس فرمود اينكه شيخ طريحى در مجمع البحرين توهّم نموده مطرب بتفسير