تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٣ - نقد مرحوم مصنف بر كلام صاحب مفتاح الكرامه عليه الرحمه
كه معناى « تفريح الشّخص» ايجاد سبب فرح است باين نحو كه فاعل فعلى را انجام دهد كه موجب حصول فرح در ديگرى است و اين معنا هيچ منافاتى ندارد با آنچه در معناى طرب گفته شده يعنى بين معنائى كه صاحب صحاح و مصباح براى طرب ذكر نموده با تفسيرى كه فقهاء براى آن كردهاند هيچ تنافى نيست چنانچه معنائى را كه صاحب قاموس الّلغة براى آن آورده و گفته:
ما طرّب به يعنى ما اوجد به الطّرب.
با معناى مذكور در كلام فقهاء منافاتى ندارد.
از اين گذشته اساسا معنا ندارد بگوئيم: مادّه تطريب بمعناى تحسين و ترجيع مىباشد زيرا احدى چنين توهّم نكرده كه طرب بمعناى حسن و رجوع بوده يا تطريب نفس كشيدن صدا را گويند، پس بايد پذيرفت كه اين امور يعنى حسن و رجوع و مدّ اسباب براى حصول طرب هستند كه غرض از فعل و انجام آنها ايجاد طرب مىباشد.
و از تمام مطالب گفته شده كه بگذريم مىگوئيم:
اينكه كلمه « مطرب » در تعريف مشهور و اكثر فقهاء آمده امكان ندارد بمعناى مدّ و تحسين و ترجيع باشد و علاوه بر اين مجرّد مدّ و ترجيع و تحسين قطعا موجب حرمت نيست و جهت آن قبلا گفته شد و انشاء اللّه عنقريب نيز بيان خواهد گرديد.
و از شرح و توضيحى كه تا باينجا داديم ظاهر و روشن شد كه كلمه « مطرب » در تعريف فقهاء متعيّنا بمعناى طرب بمعناى خفّت است منتهى بايد كلامشان را توجيه كرد و گفت:
مراد ايشان از مطرب، صوتى است كه مقتضى طرب بوده و بحسب وضع نوع ترجيعى كه در آن است در مستمع طرب عارض مىگردد اگرچه شخص اين صدا بالفعل بواسطه مانعى كه در آنست از قبيل غلظت صوت و كراهت و تنفّر در سمع چنين نمىباشد.
و صاحب صحاح چه نيكو گفته، وى غناء را به سماع تفسير كرده و نزد عرف نيز همين معنا معروف است و قبلا اين معنا در روايت محمّد بن ابى عباد كه حريص و مستهتر بسماع و غناء بود گذشت.