تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٣ - مسئله سيزدهم حرمت غناء
يعني بقراءة القرآن و الزّهد و الفضائل الّتي ليست بغناء.
و لو جعل التّفسير من الصّدوق: دلّ على الاستعمال أيضا.
و كذا لهو الحديث، بناء على انّه من اضافة الصّفة الى الموصوف فيختصّ الغناء المحرّم: بما كان مشتملا على الكلام الباطل فلا تدلّ على حرمة نفس الكيفيّة و لو لم يكن في كلام باطل.
و منه تظهر الخدشة فى الطّائفة الثّالثة حيث انّ مشاهد الزّور الّتى مدح اللّه تعالى من لا يشهدها هى مجالس التّغنّى بالاباطيل من الكلام.
ترجمه:
خدشه مرحوم مصنّف در استدلال به روايات مذكور
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
در استدلال باين روايات خدشه شده و شرح آن اينستكه:
ظاهر طائفه اوّل از روايات بلكه طائفه دوّم اينستكه غناء از مقوله كلام است چه آنكه قول زور به غناء تفسير شده و پرواضح است كه قول همان كلام را گويند.
و مؤيّد اين معنى تفسيرى است كه در بعضى از اخبار آمده و آن اينستكه:
قول زور عبارتست از آنكه بشخصى كه غناء مىخواند بگوئى: احسنت.
و شاهد بر گفتار مزبور فرموده مولانا على بن الحسين عليهما السّلام در مرسله فقيه است كه درباره جاريهاى كه داراى صدا بوده و براى مولايش مىخوانده وارد شده و امام عليه السّلام فرمودهاند:
اگر اين جاريه را ابتياع كنى و براى تو بخواند و ترا ياد بهشت بياورد اشكالى ندارد.
و مقصود از ياد بهشت آوردن اينستكه بواسطه خواندن قرآن و داشتن زهد و فضائل و كمالاتى كه غناء محسوب نمىشوند شخص را متذكّر بهشت نمايد:
وجه استشهاد باينحديث تفسيرى است كه امام عليه السّلام فرموده و بخوبى از آن معلوم مىشود كه غناء از مقوله كلام و قول مىباشد و اگر تفسير را از صدوق دانسته نه از امام عليه السّلام چنين استفاده مىشود كه غناء در كلام نيز استعمال