تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٥ - نقل اخبار داله بر جواز دفع سحر با سحر
( حل و عقد) با سحر صورت مىگيرد.
ازاينرو اينكه بعضى از فقهاء فرمودهاند:
مقصود از « حلّ » باز نمودن امور است از غير طريق سحر مثل دعاء و خواندن آيات و امثال ايندو، كلامى است بعيد از واقع و خلاف ظاهر.
و از جمله اين احاديث، روايتى است از مولانا العسكرى از آباء گرامشان عليهم السّلام در ذيل آيه شريفه:
و ما انزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت:
حضرت فرمودند:
بعد از سپري شدن زمان نوح على نبيّنا و آله عليه و عليهم السّلام ساحرين و تلبيسكنندهگان زياد شدند لذا حقتعالى دو ملك را نزد پيامبر آن عصر فرستاد تا از سحر ساحرين او را مطّلع نموده و آنچه را كه موجب ابطال سحر آنها مىشد بوى متذكّر شوند و بدينوسيله كيد و حيله ساحرين از آن نبىّ دفع گردد پس آن پيامبر از آندو فرشته آنچه را كه گفتند آموخت و بامر خداوند به بندهگان خدا نيز ياد داد و آنها را مأمور ساخت كه تنها با آن سحر سحره را باطل كنند و از اينكه ابتدءا به عمل سحر مبادرت نمايند نهى و زجرشان نمود.
سپس امام عليه السّلام فرمودند:
اين نحو تعليم نبىّ آن زمان بمردم مثل اينستكه شاگردى از استادش بپرسد: سمّ چيست؟
سپس استادش بوى بگويد: اين شيئى كه مىبينى سمّ است، پس هركسى را كه ديدى مسموم شده غائله مسموميّتش را با اين سمّ دفع كن يعنى او را معالجه نما ولى مبادا با آن كسى را مسموم كرده و بقتل رسانى.
سپس حضرت فرمايشات خود را ادامه دادند تا جائى كه فرمودند:
دو ملك مزبور باحدى سحر و ابطال آن را نياموختند مگر آنكه گفتند:
ما وسيله فتنه و آزمايش و امتحان بندهگان بوده تا ايشان در ارتباط با آنچه از ما فرامىگيرند اطاعت حقتعالى را نموده و تنها كيد ساحرين را ابطال كنند نه آنكه ديگران را مسحور نمايند چه آنكه اگر سحرى را كه از ما ياد مىگيرند در راه مسحور