تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٢ - كلام مرحوم فخر الدين در كتاب ايضاح
سحر عبارت است از ايجاد امورى كه از خوارق عادت محسوب مىشوند و خارق العاده بودن آن يا بمجرّد تأثيرات نفسانى بوده كه امر واقع شده در خارج در اينفرض بهمان نام سحر معروف است و يا بواسطه استعانت جستن از فلكيّات فقط مىباشد كه در اينصورت بنام دعوت كواكب معروف است و يا از راه تمزيج قواى سماوى با قواى ارضى صورت مىگيرد كه نام آن در اينصورت طلسم مىباشد و يا از طريق استعانت جستن به ارواح ساذجه حاصل مىشود كه بآن عزايم گويند.
و نيزنجات نيز داخل در سحر مىباشد.
و بهرتقدير تمام اقسامى كه ذكر شد در شريعت اسلام حرام بوده و كسيكه آنرا حلال بداند كافر مىباشد.
پايان كلام فخر الدّين (ره)
و مرحوم فاضل مقداد در محكى تنقيح از فخر الدّين عليه الرّحمه تبعيّت نموده و براى سحر همين تفسير را برگزيده است و شهيد اوّل عليه الرّحمه در كتاب دروس نيزنجات را اينگونه تفسير فرموده:
نيزنجات عبارتند از اظهار كردن خواص غريبه امتزاجات و آشكار نمودن اسرار نيرين.
و در كتاب ايضاح مرحوم فخر فرموده:
امّا آنچه بر سبيل استعانت و متوسّل شدن بخواص اجسام سفلى است نامش علم الخّواص مىباشد چنانچه اگر از راه استعانت به نسب رياضى در خارج تحقّق يابد آنرا علم الحيل و جر اثقال خوانند.
و بايد توجّه داشت كه ايندو از اقسام سحر نيستند.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه را فخر الدّين عليه الرّحمه از تعريف سحر خارج دانسته ديگران داخل نمودهاند و در پارهاى از روايات نيز دلالت بر آن مىباشد و عنقريب هم عبارت محكى از تنقيح و هم روايت مشار اليه انشاء اللّه نقل خواهد شد.
پس از آن مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مخفى نماند كه اين تعريف و تفسيرى كه اخيرا از مرحوم فخر الدّين در ايضاح