تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣١ - حكم رشوه در غير حكم
مؤلّف گويد:
آنچه مرحوم مصنّف در اينجا نقل نموده جزئى از مضمون نامه مبارك مولانا امير المؤمنين عليه السّلام به مالك اشتر (ره) بوده كه تمام آن در نهج البلاغه مسطور است و مرحوم فيض الاسلام آنرا در نهج البلاغه شش جزئى ص (١٠١٠) نقل نموده.
قوله: و لو خرج من يد الجائر: ضمير در « خرج » به بيت المال راجع است.
قوله: ليورث المودة الخ: كلمه « يورث » يعنى ايجاد كند.
قوله: و ان لم يقصد المبذولله: مقصود از « مبذولله » قاضى است.
قوله: اذا عرف: ضمير فاعلى در « عرف » به « مبذولله » برمىگردد.
قوله: فيكون الفرق بينها و بين الرّشوه: ضمير در « بينها » به هديه عود مىكند.
قوله: المحرّك له: ضمير در « له » به قاضى برمىگردد.
قوله: على وفق مطلبه: ضمير در « مطلبه » به باذل برمىگردد.
قوله: فالظّاهر حرمتها: يعنى حرمة هديه.
قوله: و عليه يحمل: ضمير در « عليه » به كونها رشوة او فى حكمها راجع است.
قوله: و ما ورد من انّ هدايا العمّال غلول: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٨) ص (١٦٣) باين شرح نقل نموده:
حسن بن محمّد الطّوسى در كتاب امالى، از پدرش، از ابن مهدى، از ابن عقده، از عبد الرّحمن از پدرش، از ليث، از عطا، از جابر، از مولانا النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انّه قال:
هدية الامراء غلول.
قوله: و عن عيون الاخبار عن مولانا ابى الحسن الرّضا عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (٦٤) نقل فرموده.
قوله: و للرّواية توجيهات: برخى از محشّين فرمودهاند:
در اين عبارت اشاره است باينكه بروايت عيون نمىتوان ملتزم شد و اخذ بظاهرش صحيح نيست بلكه لازم است آنرا توجيه كرد زيرا از ظاهر آن اينطور استفاده مىشود كه قبول هديه بعد از عمل بطور مطلق حرام است اگرچه عمل مزبور