تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨١ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
كرده و فرموده نبايد اينقسم از تنجيم را حرام دانست و دليلى بر تحريم آن در دست نيست.
و پس از آن بمنظور تأييد فرموده خود نام جماعتى از شيعه را ذكر نموده كه بنجوم عارف و آگاه بودهاند.
تمام شد مضمون كلمات سيّد بن طاووس.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه را كه سيّد بن طاووس (ره) فرمود حقّ و صواب است منتهى صرف اين اعتقاد كه نجوم دلالات و علائم بر حدوث حادثات باشند تا مادامى كه شخص احاطه باين علائم و معارضاتش نداشته باشد نافع و مفيد نيست چه آنكه در صورت عدم احاطه حكم صادر از شخص نه بطور قطعى بوده و نه بنحو ظنّى و بدون ترديد حكمى كه منشاء آن نه يقين باشد و نه ظنّ هيچ ارزش و فائدهاى ندارد.
شرح مطلوب
قوله: يظهر منه خروج هذا: مشار اليه « هذا » كون الكواكب علائم و اشارات على وقوع الوقايع و حدوث الحوادث من غير كونها فاعلة مختاره مىباشد.
قوله: و يظهر ذلك من السّيّد رحمه اللّه: مشار اليه « ذلك » خروج هذا عن مورد طعن العلماء مىباشد.
قوله: و منتحل بهذا المذهب الخ: كلمه « منتحل » بصيغه اسم فاعل از باب افتعال بوده يعنى اختياركننده دين و نحله.
قوله: انكار السّيّد رحمه اللّه لذلك: يعنى از كلام ابن طاووس استفاده مىشود كه مرحوم سيّد اين اعتقاد را تحريم كرده است.
قوله: حيث ذكر انّ للنّجوم الخ: فاعل « ذكر » ضميرى است كه به ابن طاووس (ره) راجع است.
قوله: ان يغيّرها بالبرّ و الصّدقة: ضمير مفعولى در « يغيّرها » به حادثات راجع است.
قوله: و جوّز تعلّم علم النّجوم: ضمير فاعلى در « جوّز » به ابن طاووس (ره) راجع است.