تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٩ - وجه تعين حمل اطلاقات بر كراهت
آنكه طبق بيان ما موضوعشان شيئ واحدى است و با اينفرض تصرّف در موضوع معنا ندارد و الزاما بايد در دلالت آن تصرّف كنيم.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
خلاصه كلام آنكه لفظ « تمثال » در اطلاقات مانعه و ناهيه همچون فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « من مثّل مثالا» اگر ظاهرش شامل مجسّم نيز بشود عينا در ادلّه مرخّصهاى كه تصوير غير حيوان را تجويز نموده همچون روايت تحف العقول و صحيحه محمّد بن مسلم و روايتى كه در تفسير آيه مذكور نقل شد چنين مىباشد و لازمه آن اينستكه مجسّمه ساختن غير حيوان جايز باشد در حاليكه قائل آنرا تحريم كرده است.
در نتيجه بايد بگوئيم:
اين ادّعاء كه اطلاقات مانعه ظاهر در عموم بوده و مقيّدات مجوّزه اختصاص به نقوش دارند تحكّمى بيش نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: و من هنا يمكن استظهار الخ: مشار اليه « هنا » بيان سرّ در حكمت تحريم تصوير بوده كه آن عبارتست از تشبّه مخلوق به خالق.
قوله: و لا يحصل به تشبّه بحضرة المبدع: ضمير در « به » به فعل الانسان راجع است.
قوله: انّه لو عمّت الكراهة: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: الثّياب ذوات الاعلام: يعنى جامههائى كه داراى نشانههائى از قبيل خطوط دارند.
قوله: و القصبات: يعنى نىهائيكه در باتلاقها و بيشهزارها مىرويند.
قوله: و الثّياب المحشوه: يعنى لباسهائى كه مشتمل بر حشو و لائى مىباشند كه پارچه را بوسيله دوختن بآن وصل مىنمايند.
قوله: لشبه طرائقها المخيطة بها: ضمير در « بها » به ثباب راجع است و مقصود از « طرائق » رادّههائى است كه بواسطه دوختن لائى بلباس روى لباس حادث