تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٥٧ - فصل در معرفت انواع كافور و خاصيت آن
شكن باشد. و كافور مانند صمغى باشد در ميان آن چوب، و برون نيايد. چون بشكافند كافور از آن ميان برون آيد. (و) آنچه از ميان چوب[١] برون توانند[٢] كرد برون كنند. و بعد آن[٣] چوب را بجوشانند و از آب او كافور معمول بتصعيد حاصل كنند. آنچه از ميان چوب برون ريزد، آنرا رياحى خوانند.
و آنچه (از او) بتصعيد بيرون كنند[٤]، فيصورى[٥] ٧١ گويند. و آن (جمله) سپيدى بود كه با زردى زند. و انواع ديگر باشد. اما رياحى و فيصورى[٥] يك من بسيصد دينار بخرند. و معمول يك من به پنج دينار بخرند[٦].
در كافور خيانت بسيار كنند، نيك احتياط بايد كرد[٧].]
امتحان كافور در آبگينه «كنند، و[٨]» بر آتش نهند، اگر تمام گداخته شود[٩]. خالص باشد. [و اگر چيزى بماند، خيانت كرده باشند.
و بر طعم و بوى اعتماد نشايد كرد. و آنكه[١٠] پارههاء محكم كه بدست ماليده نشود[١١] كافور خالص باشد.
محافظت كافور آنست كه از هوا و باد نگه دارند[١٢]، در شيشه يا موضعى استوار بايد كرد، و قدرى جو با آن بياميخت كه ممكن باشد
[١](چوب) تنها در- ع- است
[٢]ع: توان
[٣]ع: از آن
[٤]ع:
حاصل كنند
[٥]ع، ن، ج: فنصورى
[٦]م: نهند- ج، ن: ندارد
[٧]از صفحه ٢٥٦ سطر سوم تا اينجا از نسخه ب افتاده است
[٨]تنها در- ع- است
[٩]ب: امتحانش چون بر سر آبگينه بر آتش نهند بگدازد
[١٠]م: و يك
[١١]ج، ن، م: ماليده بود
[١٢]ج، ن در اينجا افزوده: (آنرا).