تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧١ - فصل در معرفت انواع لعل و ذكر معادن و خواص او
و آنجا كه امروز معدن است لعل پديد آمد. اوّل سرخ يافتهاند، و بعد از آن زرد. و لعل زرد از سرخ صلبتر است. و ديگر رنگها[١] سبز و بنفش و اكهب مىگويند. و آن از چند معادن حاصل مىشود.
چون بلعباسى و سليمانى و غير آن. (و) معدنى است كه آنرا با او مولون ١٨ گويند[٢] جوهر زرد و مشمشى[٣] در آن معدن يابند. و زير اين معدن معدنى ديگر است كه آنرا شريفى خوانند، در آن معدن بنفسجى[٤] باشد و بعضى از آن معادن بديههائى بازخوانند كه بدان موضع[٥] نزديك باشد. چون پيازكى[٦] ١٩ منسوب بود بديهى كه[٧] بوى نزديك است و آنرا عوام گمان برند[٨] كه نسبت با پياز خوردنى است[٩]، چه آن تشبيه[١٠] و نسبتى دور است. و در آن معادن[١١] نوعى سنگ است به لونى مخصوص كه چون آن سنگ[١٢] بوقت كندن از كوه پديدار آيد اصحاب معادن بدانند كه در آنجا لعل خواهد بود[١٣]. و آن غلاف و و جوهر[١٤] لعلست و آن وعا را با لعل ٢٠ (بهم) اصحاب معادن معل[١٥] خوانند و كوچك و بزرگ افتد. و حدّ آن از فندقى باشد تا خربزه[١٦] و هرگز زيادت از سه رطل نيافتهاند از آن معل. و چون وعا را بشكنند،
[١]ع: الوان
[٢]ب: ابا و مولون خوانند- ن، ج، م: ابا مولون خوانند
[٣]ب: شمسى
[٤]ب: بنفشجى
[٥]ب: وضع
[٦]م بنازكى- جماهر: نيازكى
[٧]ع: بديهى است
[٨]ن، ج: برد
[٩]ع: خوردنى مىكنند
[١٠]ج، ن: تشبيهى
[١١]ع: معدن
[١٢]افزوده: (را) آن سنگ را
[١٣]ب: لعل هست
[١٤]ب، ن ج: غلاف وعاء جوهر
[١٥]جماهر: مغل
[١٦]م: تا خربزه- ع تا جزيره.