تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٩ - فصل در معرفت ياقوت غريب و اشباه آن
و چون سركه را در ياقوت كبود مالند (در او) اندكى سرخى عارضى پيدا آيد.
و كندى گويد: كه يك پاره ياقوت اكهب ديدم، بوزن چهل مثقال، بيش از اين نديدهام.
و ياقوت سفيد برنگ بلّور باشد. و فرق او و بلّور بوزن توان كرد[١] و بسوهان. و شبه الماس مىسازند از ياقوت سفيد، چنانكه بر اكثر جوهريان مشتبه شود.
و از خواص ياقوت سفيد آنست كه چون در دهان[٢] گيرند، حالى دهان را سرد كند، و تشنگى بنشاند. و اگر از ياقوت سفيد پاره بزرگ باشد، گرد او قطرات مىنشيند. و علّت (اين) آنست كه هوائى كه ملاصق آن انا باشد، بسبب علّت برودت آب شود. و اگر آن آب را (بگيرند، و) بكسى دهند كه او را تب محرق[٣] باشد در حال شفا يابد.
فصل در معرفت ياقوت غريب و اشباه آن
آنچه بياقوت مشتبه شود و بدان[٤] ماند، كوسرم ٧ باو ماند، و بيجاده. و لعل نيز باو[٥] ماند، لكن كوسرم بآتش تباه شود[٦].
و لعل بسوهان سوده گردد. اما بيجاده بآتش «و بسوهان[٧]»، بسيار بود كه بياقوت ماند. اما بوزن سبكتر باشد. و بسيار بود كه غلط كنند.
[١]ع: باشد
[٢]م، ج، ن: دهن
[٣]ع: تب دق
[٤]م، ن: و بدو
[٥]ن، ج: با او
[٦]ع: نشود
[٧]در م: نيست.