تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٠ - در معرفت انواع ياقوت بطريق كلى
نتواند كرد، آنست كه رطوبت او با يبوست او اختلاطى[١] كامل يافته است و ثباتى تمام پذيرفته. و صورت مزاجى او را استحكامى حاصل شده، آتش تفريق اجزاء آن نتواند كرد.
در معرفت انواع ياقوت بطريق كلى[٢]
ياقوت «دو قسم است، در قسمت اول[٣]» باعتبار لون بر چهار جنس[٤] است: سرخ و زرد و كبود و سفيد. و هرجنسى[٥] شبه او جوهرى است از روى لون و صلابت و جلا و غير آن، كه تميز ميان آن اشباه و اجناس جز جوهرى حاذق يا حكّاكى عالم[٦] نتواند كرد. و خواص آن اشباه هرگز بخاصيت و فعل ياقوت نرسد. و شريفترين و عزيزترين اجناس ياقوت سرخ است بدان سبب كه لون سرخى از عوارض صحت است، و توابع فرح. و علامت اشتعال حرارت غريزى است. و ديگر آن نوع[٧] عزيز الوجود است، و بيش قيمت. و خواص و فعل و اثر آن زيادت از جمله انواع ياقوت است. و او جوهريست كه سوهان برو كار نكند. و هيچ جوهر او را نتراشد، مگر سنگ[٨] الماس. و او جمله جواهر صلب را بتراشد.
و اگر ياقوت را بكرّات بآتش[٩] برند، و چندان گرم كنند كه رنگ آتش گيرد، هرگز تباه نشود. «و صورت او متفتت نگردد. و جرم او را[١٠]» عناصر نيست نتواند[١١] كرد. و ياقوت را بلغت فرس يا كند
[١]ن، ع، ج: اخلاطى
[٢]ع: بر طريق اجمال
[٣]در ع: نيست
[٤]ع: قسم
[٥]ع: و جنسى
[٦]ع: اشباه جز جوهرى عالم يا حكاكى حاذق
[٧]م: و ديگر انواع
[٨]كلمه «سنگ» در ع: نيست
[٩]ع: در آتش
[١٠]م، ن، ج: و صورت او
[١١]ن، ج: نتوانند