تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٩ - تعليقات
و نسبت آن بمار از دو جهت است: يكى آنكه هرگاه آنرا با شير يا شراب بسايند و بمار گزيده دهند سودمند باشد.
و در كتاب جواهر آمده است كه سنگ مار (حجر الحبة) را اگر بمارگزيده بياويزند نافع باشد. شايد مراد از حجر الحبة همين مارمهره باشد.
و ديگر آنكه مارمهره را از پس سر افعى بيرون آرند، و در اول كه خارج كنند نرم است، و بعد از آنكه هوا بدو رسد متحجر گردد و بصورت سنگ درآيد. (جماهر ص ٢٠٧).
[٤٦]- ص ١٤٤ س ٤ حجر يرقان
و آنرا حجر الخطاطيف هم خوانند. (تحفه).
[٤٧]- ص ١٤٥ س ٣ حجر العقاب
بيرونى حجر العقاب را لقب الماس دانسته و از خرافاتى كه درباره معدن الماس بزبان عوام جاريست اين داستان را ذكر كرده است:
«گويند طالبان الماس در آشيانه عقاب بر روى بچهاش شيشهاى نهند بطوريكه عقاب جوجه خود را ببيند ولى بدو نرسد. در اين حال عقاب پرواز كند و قطعه الماسى با خود آورد و بر روى شيشه نهد. و اين عمل را تكرار كند. وقتى چند قطعه الماس جمع شد، الماسها را بگيرند و شيشه را بردارند، تا عقاب گمان كند كه عملش نتيجه داده است. و گذاشتن الماس روى شيشه سبب دفع شيشه شده است. و باز شيشه را بعد از مدتى دوباره بر روى جوجه نهند تا الماس بيشترى تحصيل كنند». (جماهر ص ٩٩ و ١٠٢).
[٤٨]- ص ١٥٠ س ٤ مرقشيثا، ذهبى يا ذهبانى
بنام حجر النور و حجر روشنائى هم ناميده شده است. و با نوعى از آن كه آنرا برنجه گويند لعل را جلا دهند.