تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٨ - تعليقات
«سنگى از بلاد مغرب بمصر آرند كه از ياقوت پستتر و از بيجاذى باصفاتر و روشنتر، و از معل بدخشى پررنگتر است. و آنرا اسپيد چشمه نامند، و به «غروى» معروف است. بهاء يك مثقال آن در حدود سى دينار مغربى است» و باز فرمايد:
ابو القاسم بن صالح كرمانى گويد: اين سنگ شبيه جزع است لكن شفاف باشد، و شيعيان در فارس از آن نگين خاتم سازند. (جماهر ص ٩٠).
[٤٣]- ص ١٣٨ س ١٥ حجر التيس
پادزهر حيوانى است و آن سنگى است كه در شيردان بز كوهى متكون مىگردد. (تحفه)
بعضى تيس را به بيش تصحيف كرده، و آنرا حجر البيش كه از هرجهت بديننام سزاوارتر و صادقتر است خواندهاند. (جماهر ص ٢٠٣)
و بيش نباتى است مشابه زنجبيل كه گاه در آن زهر كشنده رويد، و ترياق آن گوشت فارة البيش است. و فارة البيش جانوريست مانند موش كه در زير بوته بيش مىباشد و آنرا مىخورد. و منه المثل اعجب من فارة البيش تتغذى بالسموم و تعيش. (منتهى الارب).
[٤٤]- ص ١٣٩ س ٨ مصول كرده ...
مصول اسم مفعول از تصويل است يعنى شسته شده. و تصويل غسل ادويه است، و غسل جهت تبريد يا تعديل يا تنطيف يا رفع حرارت مكتسبه ناريه اشياء محترقه است. و آنچه غسل داده شده باشد، آنرا مصول خوانند.
(تحفه حكيم مؤمن).
[٤٥]- ص ١٤٢ س ٧ خرز الحيات گويند
خرز و خرزه محركة مهره و آنچه در رشته كشيده شود. (منتهى الارب) بيرونى گويد: خرز الحيات را بفارسى مارمهره نامند.