تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٣ - تعليقات
ديگر آنكه وى مردى مغفل بود و در جمله حمقاء محسوب مىشد.
ابن جوزى در كتاب منتظم گويد: او را به تغفيل و بىخبرى و حمق نسبت دادهاند. و نيز او را اخبار و كلمات عجيبهايست كه من در كتاب مغفلين و حمقى، چند خبر و داستان ازو نقل كردهام.
ابو بكر صولى گويد: معتضد باللّه مىگفت: «عجايب روزگار سه است كه از دو تاى آنها جز نامى باقى نيست و بكلى نابود شدهاند يكى عنقاى مغرب، و ديگر كبريت احمر. و ليكن سومى كه اعجب از آن دو است موجود است، و آن ابن الجصاص باشد. وى با آنكه نادانترين مردم است ولى در جواهرشناسى و بصيرت در اين فن بىنظير است». وفاتش در ٣١٥ بوده است. (جماهر ابو ريحان ص ١٥٣ و منتظم ابن جوزى ص ٢١١ ج ٦).
[٣٢]- ص ١٠٩ س ١ دو دينار و چهار دانگ و نيم
صحيح دو مثقال و چهار دانگ و نيم است چنانكه در كتاب العرايس است.
[٣٣]- ص ١١٠ س ٢ سيلاف
اين كلمه كه در اين داستان در چند موضع ذكر شده در چند نسخه «سيلاف» با سين مهمله، و در كتاب العرايس و بعضى از نسخ تنسوقنامه «شيلاف» با شين نقطهدار است و چون در كتب مسالك و ممالك و جغرافى اين دو صورت يافت نشد محتمل است كه سيلاف همان شهر سيراف فارس باشد كه را بلام بدل شده است چنانكه در بعضى از كلمات فارسى اين تبديل ديده مىشود.
[٣٤]- ص ١١٨ س ٢ دهنج
دهنج (كجعفر و بفتحتين و سكون جيم). (آنندراج)
بالتحريك (كذا فى المهذب) و فى الصراح بضم الاول و فتح الهاء و كسر النون.
سنگ سبزيست بپارسى دهنه گويند. و آن دو نوع است: كرمانى و فرنگى