تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨١ - تعليقات
و غياث الدين منصور پيما را برابر دو ذراع دانسته است.
[٢٨]- ص ١٠٦ س ١٠ مصطكى مدبر
مصطكى (بضم اول و فتح ثانى و در آخر الف بصورت ياء صمغى است زردرنگ). (آنندراج) و آن معرب از مسطخى است و بعربى علك الروم نامند. صمغ درختى است ريزهتر از كندر. سفيد او را رومى و سياه او را نبطى گويند.
و مدبر با تشديد با آنست كه مصطكى را با شكر و عسل بجوشانند و پرورده كنند. (تحفه حكيم مؤمن).
[٢٩]- ص ١٠٧ س ١٥ بمبلغ سه هزار دينار ملكى
صحيح سى هزار دينار است چنانكه در كتاب جماهر (ص ١٥٠) است و عين عبارت آن چنين است:
«و انها قومت بثلاثين الف دينار و كانت تسمى يتيمة، و هذا لقب لها من غير اشارة الى اليتيمة المشهورة».
[٣٠]- ص ١٠٨ س ١١ و چون ايام دولت مروانيان درگذشت
خواجه رحمه اللّه داستان دره يتيمه را بتمامه در اين كتاب نياورده است و تتمه آن حكايت چنانكه در كتاب جماهر آمده چنين است:
«عبد اللّه على كه مأمور بود ودايع مروان بن محمد آخرين خليفه اموى را بفروشد بعضى باو گفتند كه دره يتيمه و دو قرط ديگر در نزد عبده باقى است كه در ميان اين نفايس نيست. عبد اللّه عبده را بخواست و دره يتيمه را از او طلب كرد. عبده گفت اگر دره را بتو دهم باز از من چيز ديگرى خواهى خواست. عبد اللّه گفت نه. عبده دره يتيمه را كه بهمراه آورده بود بدو داد. عبد اللّه پس از گرفتن دره بعبده گفت: هركجا را