تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٨ - تعليقات
و اما حجر العين يس سبج احق باين نام است تا فيروزه، چه عامه مردم را گمان آنست كه سبج اگر با كسى باشد زيان چشم ازو دفع گردد.
و از اينروى از آن گردنبند سازند، و دفع چشمزخم را بر گردن كودكان آويزند.
در جاى ديگر از كتاب جماهر (ص ١٩٨) گويد حجر الغلبه جنسى از يشم را گويند و عبارت وى چنين است:
«و فى كتاب النخب؟ ان اليشم هو حجر الغلبة و قد تستعمله الترك ليغلبوا الاقران».
و صاحب معرفة الجواهر گويد: «و اين حجر را حكما مبارك داشتهاند و نام آن فرخ نهادهاند و حجر الجاه و حجر الغلبه و حجر العين نيز گويند».
[٢٢]- ص ٧٧ س ١١ طرملح
فيروزهايست كه سنگى غريب با وى آميخته بود، و آنرا با سنگ غريب بحك املس كرده جلا دهند. و خطائيان سنگ غريب را سياه كنند. و زيور بتان و بترويان سازند. (جواهرنامه).
[٢٣]- ص ٧٨ س ١٢ جوهريان آنرا مسيحا خوانند
مسيحا نوعى فيروزه رخو التركيب سفيدفام است. و چون اين قسم را در روغن شيره اندازند رنگين شود، ليكن عنقريب رنگ او تغيير پذيرد، و اين قسم را مسيحا خوانند. (جواهرنامه)
و در جواهرنامه محمد بن مبارك قزوينى اين كلمه مسيحى با يا نوشته شده است.
[٢٤]- ص ٨٠ س ٣ اكسير
اكسير (بكسر اول و سوم) كيميا را گويند، و آن جوهرى است گدازنده و آميزنده و كاملكننده، يعنى مس را طلا مىكند. و بزبان اروپائىrixile