تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٦٣ - فصل در صفت لادن و خواص آن
فصل در صفت لادن و خواص آن[١]
(از بلاد شام آرند، و)[٢] از موى و ريش بز حاصل كنند.
و اصل آن چيزى دوسنده[٣] باشد كه (در آن حدود) بر گياه نشيند. «و بز (آن گياه دوست دارد)، آنرا بخورد. چون بز مىخورد[٤]» لادن بر ريش و موى او مىبندد. هرچه بر ريش و مويهاى (پيش) او بود پاك باشد، و با زردى زند. و آنرا فرسى خوانند.
و آنچه بر ران و سم او نشيند[٥]، با سرگين آميخته بود. (و با ناپاكى و روث[٦]).
خاصيت لادن[٧]، در داروها بكار دارند. روغن او موى را زيادت كند، (و برآورد). و اگر بزير آبستن[٨] دود كنند، بچه مرده بيفكند[٩].
و بخيانت عنبر كنند.
[١]ع: در معرفت لادن و خاصيت او
[٢]ب: لادنى از اطراف شام آرند
[٣]ع: دوسنده- م: بر دوشنده
[٤]ع: و بز آنرا بخورد چون بز مىخورد
[٥]م: نشيند- ع: بندد
[٦]در- ع، ب- نيست
[٧]ج، ن، م: خاصيت او
[٨]ع: بر آبستن
[٩]ج، ن: بيفكند- ع: بيفكنند.