تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٥٤ - فصل در(معرفت و) صفت عود و خواص او
فصل در (معرفت و) صفت عود و خواص او[١]
[عود] انواع بسيار[٢] است. و هرعودى[٣] كه بر سر آب آيد سخت[٤] بد باشد. بايد[٥] كه محكم و چرب و شيرين[٦] و نسو باشد.
«و بوى او[٧]» بر آتش پايدار بود، و چون بر آتش نهند[٨] از اوّل تا آخر (بوى او) يكسان بود، (و) بآخر كه سوخته شود[٩] بوى او ناخوش نشود[١٠].
عود جاوى[١١] [هم] نيكو باشد. از همه بهتر عود قمارى باشد[١٢]، كه همه صفات نيكى درو جمع است[١٣].
خاصيت عود بدماغ و اعصاب سود دارد، و قوّت دل دهد. (و) در
[١]ع: و خاصيت او
[٢]كلمه (بسيار) تنها در- ع- است
[٣]ج، ن، م، ب: عود
[٤]ع: بغايت
[٥](بايد) در- م- نيست
[٦]ع: ستبر
[٧]ب: و بوى آن- ج، ن، م: و بر آتش بوى آن: در- ب- نيست
[٨]ع: بر آتش بايد آزمود و بر آتش بوى او
[٩]ع: بآخر سوختگى
[١٠]ب: ناخوش گردد و- ج، ن: مغشوش نشود
[١١]م: و عود
[١٢]ع: و از همه انواع عود قمارى بهتر بود
[١٣]ج، ن، م، ب: جمعاند.