تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٤١ - شرح ساذج هندى
و از جمله معتمدان روايت است كه يكى از ايشان تاج الدين بلغارى بود، كه در اين روزگار كسى ادويه بهتر از او نمىشناخت[١].
آن موضع كه گل از آنجا برمىداشتهاند، آب دريا گرفته است.
و از آن گل جز آنكه در خزاين[٢] پادشاهان قديم مانده باشد[٣] جائى ديگر بدست نمىآيد.
شرح قصب الذريره
ابو على گويد: بهترين او ياقوترنگ باشد.
و چون قصب الذريره بدست نمىآيد، و آنچه مىآورند نه آنست، طبيبان بدل آن عدس مر بكار دارند.
و متقدّمان گفتهاند: در ترياق نشايد بدل دارو[٤] داروى ديگر بكار دارند، از جهت آنكه ترياق عمل بخاصيّت كند، و بدل را آن خاصيّت نباشد كه اصل را باشد.
شرح ساذج هندى
ابو على گويد: آنچه مىآورند ساذج[٥] هندى نيست، بسيار بار پادشاهان بطلب ساذج هندى كس فرستادند، و حاصل نشد، و بدست نيامد[٦].
و چنين مىگويند: كه در اقصاى هندوستان در حوض خانه
[١]م: نشناخت
[٢]م: خزينه
[٣]كلمه (باشد) در- م- نيست
[٤]كلمه (دارو) در- ج، ن- نيست
[٥]م: ساوج
[٦]م: فرستادهاند و حاصل نشده و بدست نيامده.