تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٧ - فصل در معرفت روغن بلسان ٦٨ و خواص او
پلنگان بجويد. و باشد كه در غير ولايت كرمان و ولايتهاى ديگر در سرگين پلنگان بيابند.
و اگر مرد يا زن نروك بيشتر از آن بخورد كه مقدار او باشد، در علّت ذبول افتد، و گداختن پديد آيد، چه ماده پلنگ كه آنرا مىخورد، موى بكلّى باز مىگذارد[١]، و بعد از آن از نو برمىآيد[٢].
اين است آنچه خواجه[٣] ابو على سينا در اين باب بياورده است.
و بعضى گفتهاند: باشد كه چون پلنگ را بكشند. نروك از شكم او برون آيد. و چون بمرغ دهند در حال خايه بريزد. طرقيان درآوند در موم گيرند[٤] و بابلهان مىفروشند بغير تجربه.
فصل در معرفت[٥] روغن بلسان ٦٨ و خواصّ او
بلسان درختى باشد در مصر، در موضعى كه آنرا عين الشمس خوانند. و برگ و بوى او بسداب ماند، (و) روغن و دانه و چوب او بكار دارند، امّا عزّت روغن را باشد.
آوردهاند كه (درخت) بلسان بموضعهاى[٦] ديگرى رويد، امّا روغن ندارد. در وقت طلوع شعرى، آخر چهله[٧] تابستان، شاخهاء او
[١]م: موى را بكلى مىگذارد
[٢]م: برمىآرد
[٣]م: خواهد
[٤]ج، ن: طرقيان زر آوند طويل مىگيرند؟
[٥]ع: در صفت
[٦]ع: بمواضع
[٧]عبارت در- ج، ن، م- مقدم و مؤخر است و عبارت (در وقت طلوع شعرى آخر چهله تابستان) پس از (سوراخ مىكنند) آمده است- و در ج، ن بجاى جهله (جمله) است.