تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٦ - فصل در معرفت نروك و خاصيت آن
و اگر بر جگر تازه نهند (و) سوراخ كند، نروك باشد.
و چون آزمايش كرده باشند «كه نروك اصليست[١]» هرزن «يا هرمرد كه بخورد[٢]» هرگز او را بچه نبود.
و اگر او را اين خاصّيّت نباشد[٣]، نروك نبود[٤]. و خوردن او بقدر دو جو بود.
و چنين گويند پلنگ را زادن دشوار باشد، بالهام الهى آن بيخ را بركشد[٥] و بخورد، تا او را بچه نبود.
و چون بخورده باشد، در ميان سرگين درست برون آيد.
و وقت باشد كه رنگ او سبز شده باشد، و نرمتر از آن شده كه در اصل بود[٦]. و آنچه پلنگ نخورده[٧] باشد، خاصّيّت او بيشتر و قوىتر بود.
و اگر اندك از آن بر ريشى[٨] كهنه نهند، مثل ناسور[٩] بهتر گردد.
(و بايد كه باوّل عظيم كم نهد، و هرروز قدرى مىافزايند، تا تمام بهتر شود[١٠].)
و كسى كه اين دارو طلب كند بايد كه بيشتر در سرگين
[١]در- م- نيست
[٢]م: يا مرد اگر بخورد
[٣]م: نبود
[٤]م:
نباشد
[٥]م: بركند
[٦]م: بوده
[٧]ج، ن: بخورده
[٨]م: بر ريش
[٩]م، ن: ناصور
[١٠]اين سطر در نسخه م نيست.