تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٤ - فصل در معرفت ختو ٦٧
مانند گاو در ولايت قرقيز باشد. از توابع زمين[١] تركستان (و) در جانب شمال (آن ولايتها بيشتر مىباشد.
و آنچه) ازو دسته كارد و شمشيرها سازند، استخوان (اوست، و) زردرنگ باشد، و نقشها برو بود. و باشد كه بسرخى مائل بود[٢].
و هرچه از جانور جوان[٣] سازند، محكم و استوار (تر) باشد. و خوشرنگتر (و صافىتر) بود. و آنچه پير شده باشد تيرهرنگ و خورد[٤] باشد.
(و) پادشاهان آنرا بقيمت بسيار بخرند[٥]. و در (جانب) چين نيك پسنديده دارند[٦]، و در مغرب و ديگر بلاد همچنين.
(و در تاريخ) آوردهاند كه در روزگار[٧] خلفاء[٨] مصر بازرگانى دستهاى كارد بزرگ از دندان ختو بمكّه برده بود، و ايشان طلب ختو مىكردهاند، آن دسته كارد بشانزده هزار دينار مصرى بخريدند.
خاصيّت او آنست كه هركه با خود دارد زهر برو كار نكند. و چون زهر بنزديك او برند[٩]، مانند عرقى بر استخوان ختو نشيند. از اين سبب مطلوب «پادشاهان[١٠]» است.
[١](زمين) تنها در- ع- است
[٢]م: باشد
[٣]م: از جانوران- ج، ن: آن جانور جوان
[٤]ع: و خورده
[٥]م: خرند
[٦](دارند) در- ج، ن- نيست
[٧]ع: كه بروزگار
[٨]ع: خليفه
[٩]ع: اورسد
[١٠]تنها در- ع- است.