تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٣ - فصل در معرفت ختو ٦٧
بغايت سفيد شود[١].
فصل در معرفت آبنوس و خواص او
آبنوس چوبى است سياه كه از ساحل درياء زنگبار[٢] آورند[٣].
و پوست او سفيد، بغايت ثقيل، (و) از غايت ثقل (بر سر آب نايستد، و حالى) بآب فرورود. نيك[٤] سخت باشد، سبب آنكه[٥] هيچ تخلخل درو نيست.
(و خاصّيّت او آنست كه) ازو طرايفها[٦] سازند، و عاج كارى كنند.
و چون آبنوس بسوزند، بوى خوش (پديد) آيد.
و چون[٧] بآب در چشم كشند، سفيدى از چشم ببرد. و بر اندام[٨] سوخته كنند سود دارد. و ريگ مثانه را نرم كند، و بدرد شكم نيك باشد.
فصل در معرفت ختو[٩] ٦٧
ختو بعضى گويند سروى ماريست، اما بحقيقت[١٠] ختو جانوريست
[١]ج، ن، م: تا سفيد شود بغايت
[٢]ج، ن، م: چوبى است كه از ساحل زنگبار
[٣]ج، ن، م: آورند سياه
[٤]م، ج، ن: و حالى فرورود و بغايت
[٥](آنكه) در- م- نيست
[٦]ج، ن: ظرايفها
[٧]ع: و اگر
[٨]ج، ن: بر اندام
[٩]م: در صفت و خواص او
[١٠]ج، ن، م: حقيقت.