تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩٨ - فصل در معرفت احجارى كه مناسبتى با شرف جواهر دارد
و بعضى از آن آهن حاصل مىكنند كه درو چندان منافع و خواصّ باشد.
و بعضى از انواع[١] فلزّات ديگر چون مس و قلعى و اسرب حاصل مىآيد. از آن اوانى[٢] و ظروف مىسازند. كه آدمى را بدان احتياج باشد.
و بعضى در اعضاء حيوانات متولّد مىشود. و در هريكى[٣] منفعتى خاصّ پديد مىآيد. چون حجر التّيس و حجر مهره گاوميش و حجرى كه در مثانه آدمى (متولّد) شود.
و بعضى آنست كه ظاهر او حيوانست چون سرطان بحرى و ارنب بحرى و سفيدمهره و ناخن ديو و گوشماهى.
و بعضى مثل نبات و اشجار چون مرجان [كه واسطه است ميان معادن و نبات]. و بعضى از بلّور و سنگهاء جراحت [و غير آن].
و بعضى آنست كه اوّل (او) نباتى باشد، (و) حرارت آتش بوى رسد منجمد و متحجّر گردد. چون قلى و مرمر.
و بعضى زهر است، و بعضى پادزهر، چون حجر التّيس و انواع پادزهر [ها] و زمرّد.
و بعضى آنست كه مشتعل شود چون شمع [كه] بسوزد، چون كاهرباى و سندروس.
و بعضى دفع امراض كند.
و بعضى بسبب داشتن آن، زيادتى عظمت[٤] [و شكوه] و هيبت
[١]ع: نوع
[٢]ب: ادائى
[٣]ب: و هريكى را
[٤]ب:
و عظمت.