تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩٥ - فصل نوعى ديگر است از خواص احجار مجهول
سقط[١] جنين بنا وقت ايمن[٢] باشد. و اگر سنگى خرد بر زبر سر مرده[٣] آويزند، بعد از آن بازگشايند، چون كسى را «تب گيرد، و[٤]» تب ديرينه باشد، آن سنگ بر وى آويزند شفا يابد.
ديگر سنگى هست خرد، سياهرنگ، مدوّرگونه، بر يك[٥] طرف او موى[٦] است، چنانكه شكل كوزه فقّاع دارد، بر روزگار[٧] ابرهه كه خانه معظم كعبه[٨] خراب (خواست) كرد[٩]، بارى تعالى نوعى از مرغان بفرستاد، تا آن سنگها بر منقار گرفته[١٠] بياوردند. و بر سر لشكر ابرهه ميزدند. چنانكه[١١] بر سر هركه آمدى ازو بگذشتى و به زمين[١٢] در نشستى.
خاصّيّت او آنست كه اگر كسى را تبلرزه آيد[١٣]، از آن سنگ در دهان گيرد، بوقت تب گرفتن شفا يابد. و اين ضعيف آن سنگ را ديده است[١٤] و خاصّيّتش مشاهده كرده. «و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب.[١٥]»]
[١]ب: سقط شدن
[٢]ب: ايمن- ن، ج: آمن
[٣]ب: بر زير سر رده
[٤]تنها در ب است
[٥]ب: بر يك- نسخ ديگر: برنگ
[٦]ب: موى- م، ج، ن: ببوى
[٧]ب: و بر روزگار
[٨]كلمه (كعبه) در- ج، ن، م- نيست
[٩]ب: خراب كرد
[١٠]ب: تا آن سنگها را در منقار گرفتند
[١١]ب: چنانچه
[١٢]م: و بر زمين
[١٣]م: باشد
[١٤](است) در- ن، ج، م- نيست
[١٥]در م بجاى تمام جمله (و السلم) است. و در- ج، ن- نيست- از صفحه ١٨٨ تا اينجا در نسخه ع نيست.