تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٥٥ - فصل در معرفت حجر الدم«و خاصيتش»
فصل در معرفت حجر اليهود ٤٩ «و خاصّيّت او»[١]
سنگى دريائى است[٢] و آن سنگ[٣] گرد باشد بقدر جوزى. و «بعضى»[٤] مانند زيتونى و پهن نيز باشد. و برو خطهاء سياه كشيده بود در طول و عرض، و درخشان بود[٥]. و ميل به كبودى دارد.
و خاصّيّت او آنست كه سنگ مثانه را بريزاند. و خون معده باز دارد. و امّا به معده سخت زيان دارد[٦].
فصل در معرفت حجر چينى[٧] و خاصّيّت او[٨]
سنگى باشد زردرنگ چون به آب بسايند. مانند شير [سفيد] شود[٩]. و بر زبان زنند طعم تيز دارد[١٠].
خاصّيّت او آنست كه در رنجهاء چشم بكار دارند[١١]، گوشت افزونى بردارد[١٢].
فصل[١٣] در معرفت حجر الدّم «و خاصّيّتش[١٤]»
يعنى سنگ خون، چون بسايند مانند خون [سرخ] بود. و
[١]ب: و خواص- در- م، ج، ن: نيست
[٢]ب: سنگى است در دريا
[٣]ب: سنگى
[٤]در ج، ن: نيست
[٥]ب: در بالا و پهنا و درفشان م، ج، ن: سياه بود در بالا و پهنا و درفشان بود
[٦]ن، ج: سخت بد باشد- ع: بد باشد
[٧]ب: حسبى؟
[٨]ب: و خواص- در م: نيست
[٩]م: بسايند سفيد شود و مانند شير شود- ج، ن: سفيد مانند شير شود
[١٠]ع: طبع تيز دارد- م: طبع تيز كند
[١١]ب: بكار آيد
[١٢]م: بازدارد
[١٣](فصل) در- ب، م- نيست
[١٤]در- ع- تنهاست