تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٢ - فصل در معرفت مهره مار و خواص او
و اگر آنرا مصوّل كنند، و بر كژدم «گزيدهگى»[١] طلى كنند، در حال درد ساكن كند. و شفا يابد كه مجرّبست[٢].
و گفتهاند «كه در گزيدگى»[٣] بعضى از ماران طلى[٤] كنند[٥]، مضرّت زهر بازدارد[٦].
فصل در معرفت مهره مار و خواصّ[٧] او.
و آنرا خرز[٨] الحيّات گويند ٤٥. از پس سر[٩] مارهاء بزرگ مى- گيرند. گرد باشد[١٠]، بدرازى مائل. و تيرهرنگ باشد. و باشد كه برو نشانى بود، و چون بر[١١] پشم سياه مالند سفيد شود. و چون بر موضع زخم مار نهند و بر آنجا بندند[١٢]، زرد آب[١٣] از آنجا روان گردد، تا تمامت[١٤] زهر ازو برون[١٥] آيد، بعد از آن مهره از آنجا بازافتد.
و اگر با خود دارند، زهر كمتر كار كند. و در ديگر زهرها هم سودمند باشد[١٦]. [و] چون بسايند، و بر موضع زهر كشند[١٧]، زهر بيرون كشد.
[١]در م: نيست
[٢]ب: و اين البته مجربست
[٣]تنها در ع: است
[٤]م، ج، ب: طلا
[٥]ع افزوده: (كه)
[٦]م، ن، ج: دارند
[٧]ب: و خواص آن- ع: و خاصيت او
[٨]ب: حرز؟
[٩]كلمه (سر) در ج، ن: نيست
[١٠]ع: گردى باشد- م: گرد باشد و
[١١](بر) در م: نيست
[١٢]ب:
بر آنجا دو سد؟- ع: بر آنجا گيرد
[١٣]ع: و زرد آب
[١٤]ع: تا تمامى
[١٥]ع، ب: بيرون
[١٦]ب: است
[١٧]ب: كنند هم- م، ن، ج:
كنند همه.