تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - تفسير قوم لوط به سرنوشت شومترى مبتلا شدند
أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ).
آرى اينجا بود كه دست قدرت خداوند از آستين عدالت بيرون آمد و به گفته بعضى به جبرئيل فرمان داد كه گوشهاى از شهپرش را بر چشم آنان بكوبد، فورا همگى نابينا شدند، و حتى گفته مىشود كه جاى چشم آنها به كلى صاف و همانند صورتشان شد! گرچه در آيه سخنى از اين معنى به ميان نيامده است كه چه افرادى به سراغ فرشتگان آمدند ولى مسلما تمام قوم لوط نبودند بلكه اوباشانى كه در وقاحت از ديگران پيشى گرفته بودند در اين كار پيشقدم شدند، و سرنوشت آنها درس عبرتى براى افرادى ديگر شد، چرا كه با همان حال زار به ميان جمع برگشتند، اما دلى آماده در آن ميان نبود كه از اين عذاب مقدماتى عبرتى گيرد.
مىگويند: اينكه خداوند مجازات آنها را تا هنگام طلوع صبح تاخير انداخت براى اين بود كه اين حادثه در روز قبل صورت گرفت، و به آنها مجال داد كه يك شب ديگر را در باره سرنوشت خود بينديشند، و نمونهاى از عذاب الهى را در وجود اين نابينايان بدبخت ببينند، شايد بيدار شوند و توبه كنند، ولى افسوس كه حتى طبق روايتى خود اين نابينايان نيز عبرت نگرفتند و هنگامى كه دست به ديوارها گرفته و به خانه خود برگشتند سوگند ياد كردند كه فردا صبح يك نفر از خاندان لوط را زنده نخواهيم گذاشت [١]
[١] تفسير" نور الثقلين" جلد ٥ صفحه ١٨٥.