تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - ما همه فانى و بقا بس تو راست!
تعبير به" يساله" به صورت" فعل مضارع" دليل بر اين است كه اين سؤال و تقاضا دائمى است، و همگى به زبان حال از آن مبدأ فياض دائما فيض مىطلبند، هستى مىخواهند، و حوائج خود را تمنا مىكنند، و اين اقتضاى ذات موجود ممكن است كه نه تنها در" حدوث" بلكه در" بقاء" نيز وابسته و متكى به واجب الوجودند.
سپس مىافزايد:" هر روز خداوند در شان و كارى است" (كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ).
آرى خلقت او دائم و مستمر است، و پاسخگويى او به نيازهاى سائلان و نيازمندان نيز چنين است، و هر روز طرح تازهاى ابداع مىكند.
يك روز اقوامى را قدرت مىدهد، روز ديگرى آنها را بر خاك سياه مىنشاند، يك روز سلامت و جوانى مىبخشد، روز ديگر ضعف و ناتوانى مىدهد، يك روز غم و اندوه را از دل مىزدايد، روز ديگر مايه اندوهى مىآفريند، خلاصه هر روز طبق حكمت و نظام احسن، پديده تازه و خلق و حادثه جديدى دارد.
توجه به اين حقيقت، از يك سو نياز مستمر ما را به ذات پاك او روشن مىكند، و از سوى ديگر پردههاى ياس و نوميدى را از دل كنار مىزند.
و از سوى سوم غرور و غفلت را در هم مىشكند.
آرى او هر روز در شان و كارى است.
گرچه مفسران هر كدام گوشهاى از اين معنى گسترده را به عنوان تفسير آيه ذكر كردهاند:
بعضى تنها آمرزش گناهان، و بر طرف ساختن اندوهها، و تعالى و سقوط اقوام را.
و بعضى تنها مساله آفرينش و رزق و حيات و مرگ و عزت و ذلت را.